الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
75
الغدير ( فارسي )
سال 622 گفت : خبر داد ابو بكر ، محمّد بن عبد اللَّه بن نصر زعفرانى بطور سماع بر او در شانزدهم ماه رجب سال 505 گفت : خبر داد ابو عبد اللَّه ، مالك بن احمد بن على بن ابراهيم - فرا - بانياسى بطور سماع بر او ، از ابن الزّاغونى ( شرح حال او در ج 1 ص 186 ذكر شد ) در ماه شعبان سال 463 كه گفت : خبر داد ابو الحسن احمد بن محمّد بن موسى بن قاسم بن صلت هنگام قرائت پيش او در حالى كه من ميشنيدم در سيزدهم ماه رجب سال 405 ، از ابراهيم بن عبد الصمد هاشمى مكنّى به ابى اسحاق ، گفت : خبر داد ، ابو سعيد اشجّ ، از ابى طالب مطلب بن زياد ، از عبد اللَّه بن محمّد بن عقيل كه گفت در نزد جابر بودم . . بشرح و لفظ حديث مزبور . و همين روايت را ابن كثير در جلد 5 تاريخش صفحهء 213 ذكر نموده و گفته : مطلب بن زياد از قول عبد اللَّه بن محمّد بن عقيل گفت كه از جابر بن عبد اللَّه شنيده كه گفت : در جحفه در غدير خم بوديم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از خيمه ( در لفظ روايت - خباء او فسطاط - مذكور است ) بيرون شد و دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلى مولاه ، استاد ما ، ذهبى گفت كه اين حديث حسن است . امينى گويد : براى ما مهمّ نيست كه ابن كثير قسمتى از حديث را مشتمل بر ذكر گروهى كه نزد جابر بودهاند از آن انداخته و مناشدهء مرد عراقى را بر جابر ذكر نكرده و حديث را كوچك و بى قدر ذكر نموده ! ! زيرا صفحات تاريخ نامبرده « البداية و النهاية » لسان بىشرم او و دست جنايتكار او را نسبت بودايع پيغمبر بزرگ صلى اللَّه عليه و آله و فضايل ذريه و عترت او كه آل اللَّه هستند آشكار ميسازد و درون آلودهء او را كه از عداوت نسبت بخاندان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله شعله ور است نشان ميدهد ، چنانچه مشاهده ميكنيد ( در كتاب مزبور ) دوستان اين خاندان را دشنام و ناسزا ميدهد و نسبت بدشمنان اين خاندان و مخالفين آنها مدح و ستايش مينمايد ؟ ! ! و روايات صحيح و صريح در مناقب اهل بيت را بساختگى بودن متهم مينمايد ، و راوى آنروايات را با وصف ثقه بودن آنها بضعف منسوب مينمايد ، و هيچيك از اين امور او مبتنى بر